تبليغاتX
/×/با ما تفاوت را احساس کنید/×/

/×/با ما تفاوت را احساس کنید/×/

دگرگوني

 

دگرگوني

انتظار

معنايي بي معنا

تغييري بي انجام

تغيير به معناي وجود                 و معنا در انتظار دگرگوني

انسان معناي دگرگوني خاک بود

                                                   و خاک در انتظار دگرگوني انسان

انسان در انتظار دمي                      ناگاه شد "انسان"

انسان تغير يافت به "انسان"

                                           - خاک به سجده افتاد-

خاک متغير بود

زمين متغير

آسمان متغير

زمين هر لحظه يک رنگ

هر ثانيه با يک نوا

چشم فکر هر آينه رنگي

دم دگرگون شد

ذرات متغير

                    و تو گريزان از آن

همه در پي آن               و تو در پي همه به دور از آن

در درياي وحشت ها و اضطرابها

در تندي تغييرات و معناها

به دنبال اسيري و راحتي

                                         تن به تغيير ها نمي دهي

هر آن يک رنگ 

                     اما آنچه دگرگون شد يکرنگ بود

هر لحظه يک صدا

                     اما آنکه تغيير ديد يکصدا بود

جمله تغيير يافته ي يک معنا

و تغيير در انتظار معنايي نو

                                         حالي که معنا لامتغير بود

                                          و انتظار بي معنا

"انسان" تغيير يافته ي انتظاري بي معنا

                                                                   «در انتظار معنا

                                                                     دگرگون باش»

 

خدافظ

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 19:24  توسط وحید  | 

آموزش علوم ماورائ الطبیعه"رایگان"

سلام دوستان.بنده می خواهم قسمتی از وبلاگ را اختصاص به آموزش علوم ماورائ الطبیعه بدهم

نظر خود را در این مورد بدهید اگر موافقان به ۵ نفر برسد که بدونم تلاشم سوخت نمی شود ارسال این

پستها را شروع می کنیم.با تشکر نظر فراموش نشود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:38  توسط وحید  | 

گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد...

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت.

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند

و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت " . می آید.

  
من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود

و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد.

  
و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،

گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.

" گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم.

 
آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام.

تو همان را هم از من گرفتی . این طوفان بی موقع چه بود؟

چه می خواستی از لانه محقرم كجای دنیا را گرفته بود؟

 
و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست.

سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت " ماری  در  راه  لانه ات بود .  خواب بودی.

باد  را  گفتم تا لانه ات را واژگون كند.


آنگاه تو از كمین مار پر گشودی.

گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.

خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم

و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.

اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. 
 
ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.

        های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:20  توسط وحید  | 

خدایم لابه لای توفان بود...

پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش کرد

و گفت: نه، هرگز؛ همسری ام را سزاوار نیست؛

تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد.

تو همانی که بر کشتی سوار نشدی. خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را.

به پدرت پشت کردی، به پیام و پیمانش نیز.

غرورت غرقت کرد. دیدی که نه شنا به کارت آمد و نه بلندی کوهها.

پسر نوح گفت: اما آن که غرق میشود، خدا را خالصانه تر صدا می زند،

تا آن که بر کشتی سوار است. من خدایم را لابه لای طوفان یافتم،

در دل مرگ و سهمگینی سیل.

دخترهابیل گفت: ایمان، پیش از واقعه به کار می آید.

در آن هول و هراسی که تو گرفتار شدی،

هر کفری بدل به ایمان می شود. آن چه تو به آن رسیدی،

ایمان به اختیار نبود. پس گردنی خدا بود که گردنت را شکست.

پسر نوح گفت: آنها که بر کشتی سوارند،

امنند و خدایی کجدار و مریض دارند

که به بادی ممکن است از دستشان برود.

من اما آن غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته نیز

می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش میکنم.

خدای من چنان خطیر است که هیچ توفانی آن را از کفم نمی برد.

دختر هابیل گفت: باری تو سرکشی کردی و گناهکاری،

گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.

پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت:

شاید آنکه جسارت عصیان دارد،

شجاعت توبه نیز داشته باشد. شاید آن خدا که مجال سرکشی داد،

فرصت بخشیده شدن هم داده باشد!

دختر هابیل سکوت کرد و سکوت کرد و سکوت کرد وآنگاه گفت:

شاید، شاید پرهیزکاری من به ترس و تردید آغشته باشد،

اما نام عصیان تو دلیری نبود. دنیا کوتاه است و آدمی کوتاه تر.

مجال آزمون و خطا این همه نیست.

پسر نوح گفت: به این درخت نگاه کن، به شاخه هایش.

پیش از آنکه دستهای درخت به نور برسند، پاهایش تاریکی را تجربه

کرده اند.

 گاهی برای رسیدن به نور، باید از تاریکی عبور کرد.

گاهی برای رسیدن به خدا، باید از پل گناه گذشت.

من اینگونه به خدا رسیدم. راه من اما راه خوبی نیست.

راه تو زیباتر است، راه تو ایمن تر، دخترهابیل!

پسر نوح این را گفت و رفت. دختر هابیل تا دوردست ها تماشایش کرد

و سالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود می گوید:

آیا همسریش را سزاوار بودم؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:19  توسط وحید  | 

به آرامی آغاز به مردن میکنی ...

اگر چیزی نخوانی،  

اگر سفر نکنی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی، 

به آرامی آغاز به مردن میکنی...

زمانیکه خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی...

اگر برده عادات خود شوی،

اگرهمیشه از یک راه تکراری بروی... 

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی 

 اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند

و ضربان قلبت را تندتر می کنند، 

دوری کنی...

به آرامی آغاز به مردن میكنی...

اگر هنگامیکه از شغلت، یا سرنوشت ات شاد نیستی، آنرا عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگی ات

ورای مصلحت اندیشی بروی

به آرامی آغاز به مردن میكنی...


امروز زندگی را آغاز کن!

امروز کاری بکن!

امروز مخاطره کن!

نگذار که به آرامی بمیری...

شادی را فراموش نکن.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:17  توسط وحید  | 

آسمون عشق

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

                   

وقتی کسی نیست که به او فکر کنی به آسمان بیندیش چون در آسمان همیشه  کسی هست که به تو فکر کنه

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:17  توسط وحید  | 

بدون شرح

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

www.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COM

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:11  توسط وحید  | 

افسوس...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:50  توسط وحید  | 

پند امروز از مدیر سایت به دوستان عزیز نقل از گابریل گارسیا...

بهترین چیزها زمانی رخ میدهد که

 

انتظارش را نداری...

 

گابریل گارسیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:45  توسط وحید  | 

گلشیفته فراهانی2

 

Click the image to open in full size.

بقیه عکسها در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:37  توسط وحید  |